بزرگترین
حمله به قهوهخانهها از طریق زنان بود؛ زنانی که برخلاف همتایانشان در قارهی
اروپا، راهی به این جامعهی مردانه نداشتند(مگر اینکه مالک قهوهخانهای میبودند).
در سال 1674 دادخواست اعتراضی زنان علیه قهوه اینگونه نوشته شد: " امروزه آن
شور قدیم مردانهی انگلستان دیگر به چشم نمی آید. مردان امروز لباسهای گشاد
و فاخر میپوشند و دیگر خبری از هیبت مردانگی نیست." آنها مقصر اصلی را به
این شکل معرفی کردند:" این مشروب نوظهور شیطانی که به آن "قهوه" میگویند،
همان چیزیست که مردانمان را خوار و زبون کرده، و معاشقهگران مهربان ما را ناتوان
ساخته! آنها بعد خوردن قهوه برای تمام روز، با بینیهایی خیس، به خانه برمیگردند.
تنشان همچنان قوی است اما تنها گوشهایشان میشنوند!"
دادخواست اعتراضی زنان این
حقیقت را آشکار کرد که روز یک مرد معمولی صرف گذراندن تمام وقت صبحگاهیاش در
میخانهها میشد "تا آنجایی که هر یک بهشدت
مست شود، و دوباره به قهوهخانه بازگردد تا هشیاریاش را بدست آورد. " اینطور
گفته شده که آنها پس از انجام این چرخه مجددا به میخانهها بازمیگشتند تنها برای
اینکه پس از آن بتوانند دوباره برای هشیاری خودشان به قهوهخانهها بروند. در
پاسخ، مردان اینگونه از نوشیدنی موردعلاقهشان دفاع کردند: "قهوه تحمل و
ایستادگی ما را نیرومندتر، بارش احساساتمان را پرشورتر، و به مردانگی ما قدرت
روحانی میبخشد."
در 29 دسابر
سال 1675 شاه چارلز دوم فرمان سرکوب قهوهخانهها را صادر کرد. به فرمان او قهوهخانهها
از 10 ژانویه سال 1676 به طور رسمی ممنوع اعلام میشدند. به دیدگاه شاه و
مامورانش، قهوهخانهها به "محفل اصلی افراد بیکار و پست" و بازرگانان
کشور را از کارشان بازمیداشت. طبق این دستور، گفته شده که سنگینترین جرم آنها
"توطئهچینی و برهم زدن نظم پادشاهی" بوده است. فریاد اعتراض پس این
واقعه از هرگوشهی شهر لندن بلند شد، و در عرض کمتر از یک هفته، به نظر میرسید که
ممکن است سلطنت برای باری دیگر شکست بخورد - و این بار همهچیز بخاطر قهوه بود!
اما در 8 ژانویه، دو روز قبل از اجرایی شدن این دستور، پادشاه فرمان خود را لغو
کرد.
بخش طنزآمیز این مسئله اینجا بود که انگلیسیها در طول قرن هجدهم بهجای قهوه "چای" مینوشیدند. تا سال 1730، بیشتر قهوهخانهها به کلوبهای خصوصی مردانه یا رستورانهای معمولی تبدیل شدند، در حالی که چایخانههایی در باغهای بزرگ رونق پیدا کردند که مورد استقبال زنان، مردان، و حتی کودکان قرار گرفتند. برخلاف قهوه، چای آمادهسازی سادهتری داشت و نیازی به برشته کردن، آسیاب کردن، و یا تازگی بخصوصی نداشت(ضمن اینکه تقلب در محصولات برای سود بیشتر در آن نیز ساده تر بود).
از طرف دیگر با شروع استعمار انگلیس در هند، تمرکز ویژهای بر روی کشت چای بوجود آمد و شهرت قهوه بیشتردر حاشیه قرار گرفت. کمپانی هند شرقی بریتانیا نیز از طریق انحصار تجارت با چین، چای را بیشتر ترویح و تبلیغ کرد، در نتیجه قاچاقچیان آن را به قیمت ارزانتری در اختیار مردم قرار میدادند. البته که قهوه هرگر ناپدید نشد، اما مصرف آن در انگلستان به تدریج کمرنگ شد، تا همین سالهای اخیر.
مترجم : ستایش حبیب زاده