Specialty Coffee Association

IRAN
 

داستان آشنایی من با قهوه My Coffee Story


داستان آشنایی من با قهوه My Coffee Story


شاید یکی ازسخت ترین کارها ، کوتاه تعریف کردن یک داستان طولانی باشد.

من می خواهم  با هفت عکس و توضیحات کوتاهی برای هر کدام از عکس ها،  از دو دهه  آشناییم با قهوه برای شما تعریف کنم .


عکس ۱:  مونترال کانادا خیابان سن  لوران پلاک ۵۴۳ در یکی از شعبات بیسترو مون پلزیق .
۲۰ سال پیش قبل از اینکه  به عنوان کارآفرین وارد  صنعت غذا و نوشیدنی شوم ،  قهوه خور قهاری نبودم و حساسیتی بر روی کیفیت قهوه نداشتم ،  هرجایی و هر نوع قهوه ای را می نوشیدنم و شیر و شکر، پایه ثابت قهوه من بودند.

 در آن دوره قهوه های تیره برشته شده رواج بیشتری داشتند.شروع وسواس قهوه برای من همراه شد با نیازهای کسب و کارم و درخواست مشتریان حرفه ای.
در اولین و ساده ترین قدم سراغ برندهای مشهور رفتم. ایلی، سگافردو، لاواتزا و....
نهایتاً ایلی را انتخاب کردم . در آن دوره  کیفیت، نوع بسته بندی و تکنولوژی جدید تزریق نیتروژن در بسته بندی ایلی ، موضوع مهمی برای مشتریان  بود.
قهوه ایلی با  کروسان های  pain dore و کیک های Bindi  که از ایتالیا وارد می کردم هماهنگی فوق العاده ای داشت.
یک  شرکت کانادایی بنام قهوه بروسارد تمایل به همکاری با ما داشت و می خواستند قهوه  تولیدی شان را جایگزین قهوه های ایلی کنند .  این جنگ در تمام کانادا بین  تولید کننده های قهوه و وارد کننده های  برند های ایتالیایی وجود داشت.




عکس ۲:  در نهایت قهوه بروسارد  با قول  کیفیت بالا ، قیمت مناسب تر از ایلی و بسته بندی  بنام بیسترو مون پلزیق  private  labeling ،  ما رو در مسیر جدیدی در صنعت قهوه قرار داد . در این مرحله ما از یک مصرف کننده صرف، به یک صاحب برند قهوه  هر چند کوچک تبدیل شده بودیم .  البته صاحب  برندی بودم که  اطلاعات  مهمی از محصولی  که ارائه می‌کرد نداشت.




عکس۳:  " راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست ".  وارد گرداب قهوه شده بودم و  دوست داشتم که خودم قهوه را فرآوری کنم. تصمیم گرفتم به صورت  مشارکتی در زمینه تولید قهوه اقدام کنم ، سرمایه از من بود و کار هم از متخصصی که در عکس می بینید .
به مرحله رسیدیم که  قهوه برند خودمان رو تولید کردیم  ،ولی همچنان  دستی در برشته کاری که مهمترین قسمت این کار هست نداشتم،  همچنان فروشنده  قهوه ای بودم که  آنرا  به درستی  نمی‌شناختم.




عکس ۴:  به پیشنهاد یکی از دوستانم با آقای جو باربارا در تورنتو ملاقاتی داشتم . قرار شد که فوت و فن برشته کاری قهوه را از ایشان یاد بگیرم . اولین و آخرین ملاقات ما بدین صورت گذشت.
جو بدون هیچ‌گونه برنامه ریزی و رعایت نکات تکنیکی در برشته کاری قهوه و صرفاً بر اساس تجربه ، دو سری قهوه را در دستگاه زیبای پترن چینی اش برشته کرد و از من خواست با باد زدن ، قهوه ها را خنک کرده  و پوسته ها را از آن جدا کنم . پس از این کار او به من گفت که تو یاد گرفته ای و می توانی این کار را انجام دهی.
در همان جلسه اول متوجه شدم که او نمی‌تواند و یا نمی خواهد چیزی به من بیاموزد.
این روزها  در دوره های آموزشی برشته کاری در خانه قهوه تخصصی به یاد جو باربارا می افتم و این خاطره را برای هنرجویان تعریف می کنم.




عکس ۵:  تصمیم گرفتم مسیر بهتری برای یادگیری برشته کاری قهوه  پیدا کنم. با تحقیق و بررسی، مدارس مختلف امریکا را جستجو و نظرات هنرجویان سابق این مراکز را  مطالعه کردم .
نهایتاً کالج قهوه ورمانت  و استاد مانه آلوز را انتخاب کردم . دوره آموزشی شش هفته طول کشید  و قهوه های  بسیاری برشته و آنالیز شد، همچنین مطالب  تئوری بسیاری  بحث و بررسی گردید.
گاهی اوقات  وقتی به هنرجویان  خانه قهوه تخصصی ایران  نگاه می کنم  و متوجه می شوم که قسمت هایی  از مطالب دوره را  خوب یاد نگرفته اند، به یاد روزهای خودم در کالج قهوه ورمانت  می افتم و به آنها کاملاً حق میدهم  ،چون  من هم همین مشکلات را داشتم.
بالاخره دوره آموزشی یکماه و نیمه  به پایان رسید و من هم تبدیل  شدم به یک  تئوریسین قهوه  بدون تجربه کاری.




عکس۶ : اطلاعات و دانش بیشتری پیدا کرده بودم و همزمان  ترس و واهمه بیشتری هم در من  بوجود آمده بود.
از دوستان کانادایی و اروپایی خودم که تخصص قهوه داشتند مشاوره گرفتم . موضوعی که می خواهم برای شما بگویم این است که  مطمئن باشید زیر این آسمان آبی هیچ کسی به شما فوت های کوزه گری اش را نخواهد گفت و شما باید خودتان  فوت های کوزه  گری  تان را بسازید.

ولی هرکس می‌تواند به نحوی  الهام بخش  و قوت قلب در راه شما باشد، پسر بچه ای عاشق قهوه در فرودگاه جاکارتا و یا بزرگانی چون جان نیت و مارکوس بلازر.  




عکس۷:   امروز در خانه قهوه تخصصیScairan  خدمت علاقه مندان به هنر و صنعت قهوه هستم. امیدوارم بتوانم  تجربیات هر چند اندکم  را  به نحوه صحیحی به هم وطنانم  ارائه نمایم .


این مطلب را تقدیم می کنم به پسرانم ، پندار و پارسا ، به این منظور  که  در مورد این قسمت از زندگی پدرشان بیشتر بدانند.
به تاریخ پنجشنبه هفتم اسفند ماه  ۱۳۹۹ مصادف با روز پدر

رضا حواله دار

 


x